۷. ۱. ۱. ۲۸. الف) دستمزد سالانۀ یک بازیکن فوتبال در سال ۱۳۶۸ حدود سیصد هزار تومان بود. در سال ۱۳۹۲ هر فوتبالیست تقریباً یک میلیارد تومان درآمد سالانه داشته است. در این مدت دستمزد سالانۀ فوتبالیست‌ها چند درصد افزایش یافته است؟
ب) شبیه به همین مسئله را برای حقوق یک استاد دانشگاه طرح و سپس حل کنید.


راهنمای حل

الف) برای پیدا کردن افزایش درصد، ابتدا اختلاف دو عدد را حساب می‌کنیم:
\[1,000,000,000-300,000=999,700,000\]
سپس اختلاف را بر عدد کوچکتر تقسیم می‌کنیم:
\[999,700,000\div 300,000\equiv 3332.333333333333333\]
حال، حاصل تقسیم بالا را در ۱۰۰ ضرب می‌کنیم:
\[3332.333333333333333\times 100=333233.3333333333333\]
یعنی دستمزد سالانهٔ یک بازیکن فوتبال تقریباً $333233.3333333333333$ درصد افزایش یافته است.

ب) به نظر نویسندهٔ این راه‌حل، نباید این قسمت را حل کرد! چرا؟! دلیل آن در نقد مسئله نوشته شده است.


نقد مسئله. به نظر می‌رسد که هدف نویسندهٔ کتاب از قسمت «ب» مسئلهٔ بالا مقایسهٔ دستمزد یک فوتبالیست با دستمزد یک استاد دانشگاه است. چنین مقایسه‌ای نادرست است، چون نوع کار و درآمد یک فوتبالیست با نوع کار و درآمد یک استاد دانشگاه متفاوت است. چنین مقایسه‌های نادرستی در منطق به «قیاس مع‌الفارق» معروف است.

فوتبال یک سرگرمی تقریباً فراگیر است و تعداد زیادی بیننده دارد. بنابراین شرکت‌های تجاری تمایل دارند برای تبلیغ محصولاتشان از فوتبالیست‌ها استفاده کنند. در سال ۱۳۶۸ فوتبال باشگاهی در ایران حرفه‌ای نبود؛ یعنی فوتبالیست‌ها معمولاً شغل دیگری نیز داشتند. ولی به‌مرور فوتبال یک ورزش حرفه‌ای شد و هم‌اکنون بسیاری از باشگاه‌های فوتبال در ایران با کمک شرکت‌های تجاری و اسپانسرهایشان، گردش مالی فراوانی در سال دارند.

آیا کاری که یک استاد دانشگاه انجام می‌دهد مانند کار یک فوتبالیست است؟ آیا یک استاد دانشگاه در کلاسِ درس، بینندهٔ زیادی دارد؟ آیا معقول است که یک استاد دانشگاه هنگام تدریس (مانند یک فوتبالیست) لباسی بپوشد که روی آن بازار مبل، سیم‌کارت موبایل، شامپو، حوله، پوشک، یا … تبلیغ شده باشد؟


شما می‌توانید نقد بالا را نقد کنید و در قسمت دیدگاه‌های این مسئله بنویسید.


پرسش در کلاس ۱. چند نمونه دیگر از تفاوت‌های کاری یک فوتبالیست و یک استاد دانشگاه را ذکر کنید.

پرسش در کلاس ۲. از مقایسه‌هایی که در زندگی روزمره می‌شوید، چند نمونه «قیاس مع‌الفارق» بیابید.

پرسش در کلاس چیست؟


 

هوش ET

مسئلهٔ هفته

در چهارضلعی \(ABCD\)، دو قطر \(AC\) و \(BD\) یکدیگر را در نقطهٔ \(E\) قطع کرده‌اند. می‌دانیم سه پاره‌خط \(AB\)، \(BC\)، و \(BD\) برابرند و اندازهٔ زاویهٔ \(CBD\) دو برابر اندازهٔ زاویهٔ \(DBA\) است.

دوازده زاویهٔ داخلی مثلث‌های \(AEB\)، \(BEC\)، \(CED\)، و \(DEA\) را در نظر بگیرید. اگر اندازهٔ همهٔ این دوازده‌تا زاویه، برحسب درجه، اعدادی صحیح باشند، و بدانیم اندازهٔ دقیقاً شش‌تا از این زاویه‌ها، برحسب درجه، عددی اول است، آن‌وقت همهٔ مقدار‌های ممکن برای زاویهٔ \(DCA\) را به‌دست آورید.

ارسال پاسخمسئله‌های بیشتر

 

جدید: ری‌آزمون فصل‌های ۳ و ۴ ریاضی نهم منتشر شد.

آزمون آنلاین

چقدر بلدم؟!
ورود به سامانهٔ ری‌آزمون

 

ویدئوی هفته

ویدئوهای بیشتر

  

جدید: درسنامه توان منتشر شد.

درسنامه توان

درسنامه‌های تکمیلی

 

صفر به توان صفر 0^0

 

اشتراک
اطلاع از
9 Comments
Inline Feedbacks
مشاهده همه نظرات

درسته ولی به نظر من تقریبا هرکسی میتونه فوتبالیست بشه و نیازی به تحسیلاتی نداره ولی هر کسی نمیتونه استاد دانشگاه بشه چون هرکی بخواد استاد دانشگاه بشه باید:پول داشته باشه که تحصیل کنه ، باید سواد داشته باشه، باید با هوش باشه، باید … . ولی اگه بخای فوتبالیست بشی شاید نیاز کمتری به این چیزا باشه. و هر کسی میتونه بشه.اما اگر کسی هیچ سواد نداشته باشه آیا میتونه بره استاد دانشگاه بشه؟

منفعت کاری که فوتبالیست میکنه تو جیب خواص میره ولی استاد دانشگاه شاگردی رو تربیت میکنه که به کار یک جامعه کمک میکنه و آینده ساز میشه
اگر علم پیشرفت نمیکرد فوتبال هم اینقدر حرفه ای نمیشد
متاسفم برای خودم، تو کشوری زندگی میکنم که مردمش پول فوتبال رو به حق و حقوق معلم ترجیح میدن

ببین توی همین کشور الان پول مهمه تو فکر میکنی ادم اگه باهوش باشه اما پول نداشته باشن کاری به کارش دارن این همه تحصیل کرده ریخته تو مملکت

ترجیح ندادن!فقط این دوتا نباید باهم مقایسه بشن .بعدشم درسته منم متاسفم کلا برای خودم که تو این کشورم

سلام ممنون

چرا اختلاف رو در عدد کوچکتر تقسیم کردید؟

برای اینکه می‌خواهیم درصد افزایش درآمد را پیدا کنیم. می‌خواهیم بدانیم که درآمد چند برابر شده…

فوق العاده بود!حرفتون خیلی منطقی بود و در واقع من هم چنین ایده ای داشتم اما نیاز به اطلاعات بیشتری داشتم.با تشکر فراوان.

فکر کنم باید در تقسیم های بالا تجدید نظر صورت گیرد